السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )

112

ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )

- خدايا ، بوى بهشت را بر من حرام منما ، و مرا از كسانى قرار ده كه بو ، نسيم ، بوى خوش و عطر بهشت را مىبويند . سپس صورت خويش را شست و فرمود : « اللّهمّ ، بيّض وجهى يوم تسودّ فيه الوجوه ، [ و لا تسوّد وجهى يوم تبيضّ فيه الوجوه ] . » - خداوندا ، روزى كه چهره‌ها در آن سياه مىگردد ، روى مرا سپيد گردان ، [ و در روزى كه رويها سفيد مىگردد ، مرا رو سياه مفرما ] . آنگاه دست راست خويش را شست و فرمود : « اللّهمّ ، أعطنى كتابى بيمينى ، و الخلد في الجنان بيسارى ، و حاسبنى حسابا يسيرا . » - خدايا ، نامهء عملم را به دست راستم بده ، و جاودانگى در بهشتت را به دست چپم ، و به صورت آسان از من حساب كشى فرما . سپس دست چپ خود را شستشو داد و فرمود : « اللّهمّ ، لا تعطنى كتابى به شمالى [ و لا من وراء ظهرى ] ، و لا تجعلها مغلولة إلى عنقى ، و أعوذ بك من مقطّعات النّيران . » - خداوندا ، نامهء عملم را به دست چپ [ و از پشت سرم ] به من مده ، و آن را بسته بر گردنم قرار مده ، و به تو پناه مىبرم از جامه‌هاى بريده و مهيّا شده از آتش . سپس سر خود را مسح نمود و فرمود : « اللّهمّ ، غشّنى برحمتك و بركاتك و عفوك [ و عافيتك من البلوى . ] . » - خدايا ، مرا غرق در رحمت و بركات و عفو و گذشت [ و ايمن از بلاى ] خود بگردان . پس از آن پاهاى خويش را مسح نمود و فرمود : « اللّهمّ ، ثبّتنى على الصّراط [ المستقيم ] يوم تزلّ فيه الأقدام ، و اجعل سعيى فيما يرضيك عنّى . » « 1 » - خداوندا ، در روزى كه قدمها مىلغزند مرا بر صراط [ مستقيم ] ثابت و استوار گردان ، و سعى و كوششم را در چيزى قرار ده كه موجب خرسندى تو از من گردد . سپس حضرت سرشان را بلند كرد و به محمّد نگاه نمود و فرمود : اى محمّد ،

--> ( 1 ) در برخى از نسخه‌هاى كتاب به جاى « ثبّتنى » لفظ « ثبّت قدمىّ » آمده است .